+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 23:52 توسط مريم
|


+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 23:39 توسط مريم
|

+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 21:48 توسط مريم
|


+
نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 12:37 توسط مريم
|

+
نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 12:29 توسط مريم
|

دوستای عزیزم سلام
من به خاطره ویندوز سیستمم که مشکل داره قسمت نظر های وبهای زیبا تونو نمی تونم باز کنم و براتون نظر بدم ولی تا الان به همتون سر زدم و با اونایی که لطف داشتن و قابل دونستن تبادل لینک انجام دادم
پس نظر ندادنم رو حمل بر بی معرفتی نذارین
دوستون دارم
موفق و پیروز باشید
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 2:41 توسط مريم
|


+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 2:11 توسط مريم
|


+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 2:6 توسط مريم
|

+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 2:5 توسط مريم
|

سلام
خدا!؟ تو هنوز اون بالایی؟ نمی دونم شاید هیچ وقت هم نبودی. ولی قسم بخور دیدی یادم دادن دستام طرف آسمون باشه نه تو!....
نمی دونم منو میشناسی یا نه؟نه؟ نه؟نه....
وقتی ندیدی نه نمی شناسی ! خسته شدم !بریدم!از تو /از زندگی/از بندگی. از اینکه خدا فقط تویی.
چیه ازم رو بر می گردونی؟ آره حق داریآخه هیچ وقت آدم نبودی که بفهمی آره منم آدم نبودم/ولی مثه تو هم نبودم....
پس کی می خوای بشنوی؟ ها؟آخه من که گفتم هیچی نیستم! اما نه کاش هیچی بودم اون وقت دیگه واسه بی ارزش کردن افکارم نیازی به حکیم و دوا نبود.
خدا! خسته ام از روزای بی سر و ته از دروغ که همه میگن/من هم مثه اونا/ همرنگه جماعت!!!
پس کی؟ چرا اینا به من میگن دیوونه؟ چرا کسی منو باور نداره؟چرا... چرا؟... پس کی می خوای جواب بدی؟
آخه مگه من کافرم؟
نه من از هر کس دیگه که می شناسم بیشتر به تو نزدیکم! همیشه تنهایی مو با تو قسمت میکنم/ خوشی مو به تو میگمآخه پس چرا؟ چرا جواب نمی دی؟
من خواب تو رو دیدم!میتونم درک کنم /من همه لحظه هام تو یه فضای سیاه زندونی ان/ و تو خود اون فضا بودی! میبینی این دفه گول نخوردم!
من کافر نیستم/آخه هر وقت چیزی خاستم رو به آسمون نکردم!از اون نخاستم /
چشامو بستم به اون فضایه سیاه که تو رو ندیده ولی مارو به هم میرسوونه وصل شدم ..
دستاتو گرفتم ولی هیچی نگفتم آخه خدا خودت که میدونی من بگم؟
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 1:15 توسط مريم
|
